الشيخ محمد تقي بهجت
567
جامع المسائل ( فارسي )
خدا باشد يا با عدم تقيّد به حلال ضمنى باشد . و اگر براى مجرّد لهو باشد ، تقصير نيست ، چه زمينى باشد مسافرت و چه دريايى . و مقصود از « لهو » ، آن است كه اشراً و بَطراً ، باشد و مشتمل بر مطرب و ضدّ ذكر خدا باشد يا با عدم تقيّد به حلال ضمنى باشد . و اگر براى تجارت باشد ، پس در غالب آن كه سفر كثرت پيدا مىكند به واسطهء اتّخاذ شغل ، تقصير نيست ، و در غير اين صورت ، افطار ، معيّن است ؛ و احوط جمع است در نماز بين قصر و اتمام . و سفر براى تنزّه و تفريح ، ملحق به سفر براى صيد لهوى نيست . و با اتّباع جائر در جورش به اختيار ، تقصير نيست ، چه مقصود ، جور در سفر ، يا در غايتِ سفر باشد . و براى اغراض سائغه يا راجحه ، مثل دفع تعدّيات به مقدار ممكن با عدم اعانت در غير ممكن و در اسفارِ طاعتِ محضِ آن جائر و با اكراه مسوّغِ تبعيّت ، تقصير ثابت است ، مثل خود جائر در سفر طاعتش . مسافرت اعوان ظلمه اگر حرام بود ، اگر چه به سبب اعانهء بر ظلم باشد ، موجب ترخّص نيست و گر نه ، تقصير ثابت است . حكم قصر پس از توبه از معصيت يا فراغ از آن اگر مسافرِ در معصيت يا براى معصيت ، توبه كرد ، از محل توبه تا آخر سفر ، مترخّص است اگر به حدّ مسافت باشد . و اگر توبه نكرد و فارغ از معصيتِ مقصوده شد ، يا آن كه عود كرد با خلوّ از قصد معصيت ، اظهر ترخّص است اگر بقيّه ، مسافت باشد ، بلكه اگر معصيتِ مقصوده ، در اثنا باشد ، ابتداى سفرِ ترخّص أو ، بعد از آن مكانِ مقصود خواهد بود . و اظهر عدم ترخّص است اگر طريق مقصود ، معصيت است مثل آن كه غصبى است ، يا آن كه مركوب ، غصبى است ، نه اصل سفرِ ممكن مقصود . شرط پنجم قصر : كثير السفر نباشد 6 - از جمله شروط تقصير اين است كه : مسافر ، صاحبِ عملِ متوقّفِ بر سفر ، نباشد ، مانند « مكارى » و « ملَّاح » .